محمد ناصر سعادت نیا
زنگ تفریح 35 دقیقه ای مکتب نواخته شد. نرگس در حالیکه کتاب علوم سیاسی اش را در دست داشت، از دروازه کلاس خارج شد. او در جستجوی جایی مناسبی بود تا بتواند با فکر آرام درس هایش را مرور کند. جلسه درسی بعدی آنها مضمون علوم سیاسی بود.
در همین حال یکی از هم صنفان نرگس به اسم طاهره، نرگس را دید. طاهره به سوی نرگس آمد و از او پرسید: چرا این قدر در فکر هستی؟
نرگس پاسخ داد: مگر نمی دانی که ساعت بعدی علوم سیاسی داریم؟ من می خواهم درس هایم را مرور کنم.
طاهره از مضمون علوم سیاسی خوشش نمی آمد. به همین خاطر برای نرگس گفت: من که بالاخره نفهمیدم که تو چرا این قدر به علوم سیاسی علاقمند هستی؟ اصلاً علوم سیاسی به چه درد می خورد؟ به نظر من بهترین مضمون ها ریاضی و هندسه هستند. چون در زندگی روزمره انسان کاربرد دارند.
نرگس دست طاهره را گرفت و هر دو به گوشه خلوت دهلیز رفتند. آنها روی چوکیی نشستند. نرگس می خواست در مورد فایده های علوم سیاسی در زندگی روزمره انسان ها همراه طاهره بحث کند.
طاهره باز هم به حرف های قبلی خود ادامه داد: من که واقعاً نمی دانم چرا ما باید علوم سیاسی بخوانیم؟ خواندن این درس برای من هیچ مهفوم ندارد. به همین خاطر از آن هیچ خوشم نمی آید. اما نمی دانم شما چه خوبی در این مضمون دیده اید و چرا اینقدر آن را دوست دارید.
نرگس: اینکه تو از علوم سیاسی خوشت نمی آید، به این خاطر است که تو در مورد آن معلومات نداری و جایگاه و کاربرد درست آن را نمی دانی. برای اینکه فایده علوم سیاسی را بدانی، اول باید بدانی که سیاست چیست و نقش آن در بهبود زندگی اجتماعی چگونه می باشد. برخی دانشمندان علوم سیاسی، سیاست را به عنوان فن رسیدگی به امور عمومی و جمعی مردم، که بنا بر اتفاق گرد هم آمده اند، تلقی می کنند. با این تعریف همه آن فعالیت هایی که مربوط به زندگی جمعی می شود، سیاست آن را در بر می گیرد. مثلاً خانواده یکی از نمونه های کوچک زندگی جمعی است. در خانواده ما نیازمند سیاست هستیم. یکی از خوبی دانش سیاسی در این است که انسان در هر موقعیتی که قرار داشته باشد، می تواند نقش و جایگاه خود را در زندگی جمعی درک کند. بنابرین، در خانواده ای که برای تمام اعضای آن حق داده می شود تا در تصمیم گیری های مسایل خانوادگی شرکت کنند و تک تک اعضای خانواده برای بهبودی وضعیت خانواده سهیم باشد، چنین خانواده به صورت طبیعی از سلامت بیشتر برخوردار است؛ یعنی عقده و کینه در بین این خانواده وجود ندارد. اما برعکس در خانواده ای که به صورت سلسله مراتبی اداره می شود و برای جمعی از اعضای خانواده حق اظهار نظر و تصمیم گیری داده نمی شود، در آن خانواده، تخم نفرت و کینه کاشته شده و سلامت این خانواده در خطر می افتد. می توانیم این مثال را برای یک جامعه نیز تعمیم دهیم.
طاهره: منظور شما این است که سیاست در بهبود روابط در زندگی اجتماعی موثر است؟
نرگس: بلی، دقیقاً همین طور است. سیاست سالم در بهبود روابط نظام یافته افراد یک جامعه موثر بوده و خواسته ها و نیازهای آنان را برآورده می سازد. جامعه ای که افراد آن در تعیین سرنوشت خویش متعهد هستند، جامعه سیاسی گفته می شود. یعنی جامعه سیاسی یک واحد پر معناست. جامعه سیاسی مخلوق تعهد بشر است که برای اهداف مهم و عملی تشکیل شده است. مهم ترین هدف در یک جامعه سیاسی تأمین نیازهای سیاسی افراد آن جامعه است. به طور مثال، در نظام خانواده با مشارکت جمعی، نیازهای افراد آن بهتر تأمین می گردد. جامعه سیاسی به افراد خود معنا می بخشد. در چنین جامعه همه به سوی هدف واحد در حرکت اند. این هدف واحد همان تأمین شخصیت فردی و عدالت و امنیت است.
طاهره: حرف هایی را که گفتی درست، اما سیاست و کارهای سیاسی بیشتر مربوط به زمام داران است. آموختن آن برای ما چه فایده دارد؟
نرگس: وقتی می گوییم نظام سیاسی، این نظام از افراد تشکیل می شود. یعنی نقش آگاهانه هر فرد در مشارکت امور جمعی، با عث می شود که نظام سیاسی از رفتن به سوی استبداد جلوگیری شود. در حقیقت مشارکت آگاهانه مردم در تصمیم گیری های سیاسی، نوعی مبارزه با استبداد و خودکامگی است. چون استبداد عبارت از تعمیم خودسرانه تصمیمات یک فرد، بدون در نظر گرفتن دیدگاه دیگران است. فرد مستبد دوست ندارد در کاری که شایسته مشورت کردن است، با دیگران مشورت کند و فقط به رأی خود اکتفا می کند. بناءً می توانیم این طور بگوییم که استبداد یعنی تصرف حق یک فرد بدون ترس از بازخواست آن. معلوم دار است که کسی که از بازخواست عمل خود ترس نداشته باشد، به راحتی حق دیگران را تصرف می کند.
طاهره: خوب، اگر بخواهیم جلو استبداد یا کارهای یک مستبد را بگیریم، علم سیاست چه می گوید؟
نرگس: خیلی راحت است. اگر بخواهیم جلو استبداد را بگیریم، باید همه ما در تصمیم گیری مربوط به امور جمعی اشتراک داشته باشیم. به هر اندازه مشارکت ما در تعیین سرنوشت ما بیشتر شود، به همان اندازه جلو استبداد گرفته می شود و به همان اندازه مردم بیشتر می توانند از حق خود استفاده کرده و سرنوشت خویش را بهتر سازند. نمونه مهم و بارز آن شرکت در تصمیم گیری های دولت است. نظام دموکراسی برای ما یاد می دهد که چگونه می توانیم همراه دولت همکار باشیم و چگونه می توانیم یک دولت را از گرفتن تصمیماتی که بر ضد منافع مردم باشد، باز بداریم.
چون ساعت تفریح تمام شده بود، طاهره و نرگس ازجای خود برخواسته و به سوی کلاس خویش رفتند.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر